روز نوشت ۲
پرسید دستت چی شده ؟ من در اون لحظه به چی فکر میکردم ؟خب این بچه نباید تصاویر خشونت حیوانات جلو چشمش بیاد.بعد حتما قراره بپرسه اصلا چرا سگه عصبانی بود ؟من باید توضیح بدم یه بی وجدانی زده بهش رفته.زوده بفهمه با این ادما یه جا زندگی میکنه.به جاش با جمله بندی رضایت مندانه ای گفتم : یه هاپویی بوسم کرده! ...
روز نوشت ۳
واسه رفع خستگی با عمو رفتیم ائل گلی.گفت وقتی هنوز اینجا شاه گلی بود با مونس میومدیم اونجا اون میز کنار استخر می نشستیم همیشه. پرسیدم شادی های یواشکی و .. ؟ میگه نه دختر تو که نمیدونی،یه روز اومدن خواهرمونو گرفتن از بالا دستور اومد بی غیرت برو خواهرشونو بگیر !! به بابا گفتم اقا جون بریم؟ گفت گه نخور ...
روزنوشت ۴ ،اختتامیه پروژه
واسه تعریف از روز اخر همین فقط که طرفای دوازده شب تو حیران نگه داشتیم بلال بخریم.من اومدم از عقب ماشین فلاسکو بیارم از اب جوش پرش کنم ،در وضعیت فعلی عکس،با تموم شدن روز برنامه اکتیوتی بهم تبریک گفت.یه نگاه انداختم دیدم با اتفاقی به راه شدن نت، امار سه روز اخیر رو داده : روز اولWalking + Ru ing = 18....
عنوان !
ما فقط لحظه هایی که به یاد داریم رو زندگی کردیم. و من قراره اینو یادم بمونه. "حس کن مرا در "دوستت دارم" در گوشت حس کن مرا در شیطنت هایم در اغوشت حس کن مرا در اخرین سطر از تشنج هام حس کن مرا..حس کن مرا "
Shia and proud
به نقل قول از نظام علی در انتهای همه ی مجالس مسجد فاطمیه ،تمام لذت عمرم در این است که مولایم امیر المومنین است. عید مبارک ❤ دستای مامان ، دستپخت مامان ❤
هنوز واسه دنیا جِی جِی واسه تو علیرضام
پشت چراغ قرمز اهنگارو عوض میکردم. ماشین جلویی رو بهم نشون داد.پشت ماشینه نوشته بود : "رانندگی من چگونه است ؟" و یه شماره تلفن.گفت بهش اس بده بگو ریدی !! یه جور تقلید کارانه ای نگاش کردم که خجالت بکش نگاهه سنمون کن! دوباره مشغول شدم.آخرای پلی لیستش بودم و هیچیو دوست نداشتم.اجازه نداد اهنگ آخری رو عوض...
فانی شو و چون عاشقان افسانه شو
تو یکی از کانال هایی که دنبالشون میکنم از کتاب تجربه ی مدرنیته چند پاراگرافی دوره کرده بود.چندتا از مورد علاقه های منو هم انتخاب کرده بود. راجع به کاخ بلورین و ستایش واقع بینی داستانش.درست در بازه زمانی که به یاداوریش نیاز داشتم. واسه توضیح باید بگم این کاخ از چدن و شیشه تو لندن ساخته شد.هیچ درختی ب...
گیاهخوارانِ یک روز از سال
برای تمامی "آشنایان حقیقی دین اسلام" !! این عید راجع به گوسفند قربونی کردن نیست.راجع به جرعت رها کردن چیزیه که واست ارزش داره. خوش به حال شما که به جای هشتگ راه انداختن و حتی قربونی کردن گوسفندایی که فقط امروز طفلکی بودن،به هدف اصلی این عید نزدیک شدین. ولی خب عیده..همه نمی تونن این روزارو جشن بگیرن....
دنیای دیوونه ی منزوی ترین دخترک اجتماعی
من از اون دسته ام که اگه دو سه تا دوستای صمیمیم رو نشناسین, به سختی می تونین از رو اطرافیانم به مشخصاتی از روحیه م پی ببرین !کل این جریان واسم حوصله سر بره.دلیلش برمیگرده به اینکه من شاید منزوی ترین ادم اجتماعی باشم که تو کل زندگیتون ملاقات میکنین !! دوره ای بود که جدا بودم از ادم هایی که دیدگاه متف...
Like father like daughter
اگه در جواب "بزرگ شدی میخوای چیکاره بشی" تو هر بازه سنی یه جواب داشتین , نمیدونین از چی حرف میزنم ! جواب من مثل بقیه نبود.بقیه میخواستن دکتر بشن چون مثلا از کالبدشکافی و دل روده بیرون ریختن خوششون میومد! بچه بودن خب.چی میگفتن ؟با تحریف لایقی به این اشاره میکردن که پزشکی شغل انبیاست ؟! منم بچه بودم.و...
ذوق زده ای که من باشم
من می تونستم,می تونم ساعت ها حرف بزنم ولی در نهایت اون هیچ ایده ای نداره که جزئیات نقاشیش با دلم چیکار کرده ! و اره.من انقدر دوستش دارم که باید تو همه ی صفحه هام جلو چشمم باشه پس.. باید عادت کنین :)) هنرمند مورد علاقه انای قشنگم بازم خیلی خیلی خیلی به خاطرش ازت ممنونم. چندساعت بعد از تولد و خلوت تر ...
یک انتظار به درد بخور
برای راحت تر گذشتن زمان و البته فرار کردن از نگاه های کلافه ی منتظر صندلی های رو به رو اولین مجله رو از اون میز شلوغ کنار دستم برداشتم. انگار سالها اونجا بود.منتظر.مثل ما.به تاریخ انتشارش نگاه کردم.برای بهمن ماه نود و سه بود.از غر زدن دست کشیدم و فهرستش رو چک کردم. سودوکو ها و جدول ها حل شده بودن.حد...
اندر رد تئوری روردگو
تلاش واسه تکرار بعضی از لحظه ها بی فایده ن.باید پایان هارو همونجور که هستن قبول کنیم و ادامه بدیم. خدا میدونه دست بردن تو داستان هایی که تموم شدن, نتیجه ای جز خراب کردنشون نداره. اتفاقی که افتاد این بود که یکی از دوستای قدیمی اینترنتی,بهتره بگم یکی از بهترین دوستای اینترنتیم, که یه روز بدون خداحافظی...
هشدار روز
از اولین نکته هایی که استاد آناتومی مون گفت این بود که به اسب از پشتش نزدیک نشین.وقتی هم کنار گاو ایستادین اونو نترسونین.چون اسب از پشت و گاو از کنار لگد می زنه. چیزی که جا انداخت این بود که به بعضی آدما هم کلا از هیچ طرف نزدیک نشین! هرجور می تونین فرار کنین.فقط بدویین :))
Love is in the air
اسپویل :خوندنش پیشنهاد نمیشه.یه تبلیغات تحریک کننده نیست.جدا.پیشنهاد نمیکنم.حقیقتش اینه دوست ندارم فقط خاطره بنویسم اینجا. یعنی سعی میکنم فقط خاطره نباشه!ایده الم اینه که حسم به قضایا رو با تعریف کردن یه اتفاق ترجیحا کوتاه ثبت کنم.خاطره واسه سر رسیدمه.ولی امشب سررسید رو پیداش نمیکردم پس.. شب و روزی ...
پر پروازی که تویی جاذبه ای که فقط شایعه ست
اون روز رفتم دنبالش.پرسیدم خب برنامه چیه؟چیکاره ایم؟ گفت بریم طرف جاده لاکان.می خوام یه چیزیو نشونت بدم واسش چندتا مورد لازمه که امروز همه ش رو داریم خودت و خودم یه باک پر دنده پنج و مقصدی که معلوم نیست امروز میریم جاذبه زمین رو نقض کنیم babe [ یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ ] [ 1:25 ] [ Stupid cookie...
ننگ به نیرنگ تو
غیر قابل پیش بینی بودن اینده قشنگه.من این بی خبری رو دوست دارم بین همه ی اتفاق هایی که هیچ ایده ای راجع بهشون ندارم این ثابته که کانادا بالاخره همه ی دوستامو ازم میگیره. "ازش متنفرم".وقتی علی خرداد ماه رفت در جواب چه خبر یه بنده خدای نه چندان اشنایی یه بار اینو گفتم.با تعجب گفت چرا چون ضایع ان ؟پرسی...
پالپ فیکشن
?Don't you hate that_ ?hate what+ .Uncomfortable silences_ ?Why do we feel it's necessary to yak about bullshit in order to be comfortable That's when you know you've found somebody special. When you can just shut the fuk up for a .minute and comfortably enjoy the silence Quentine tarantino_Pulp fic...
? Who run the world
دو ساعت پیش امیدوار بودم اخرین پست تبریک روز دختر رو لایک کرده باشم .یکی از اقای دکتر های هم کلاسی بود که کپشن زده بود روز دوست داشتنی ترین خنگ ها مبارک :) اره !و زیرش تعداد نه چندان کمی کامنت های ذوق و تشکر ثبت شده بود.عجیب نیست!بهتره بگم دیگه نیست!اوایل خیلی زر میزدم. به جاش میخوام جریانی رو تع
من مست و تو دیوانه
اهنگ امشب از اول غروب که در اتاق رو زد گفت جمع کن بریم بهت نشون بدم دنیا دست کیه، "بی وقفه" ی میلاد درخشانی بود : " طوفان زده در خویشم , دیوانه ترم با تو دنیا همه ویران شد ,با دست خودم یا تو سیلی که مرا بلعید , سیلی که امان از تو حالی که خرابم کرد, آهی که فغان از تو ای بی خبر از حالم گاهی نگرانم ش