خرید بک لینک
یه جفت چشم براق یکشنبه هفتم تیر ۱۴۰۵ ساعت 19:49 توسط ستاره قطبی | تو که غریبه نیستیزندگی گاها انقدر حوصله سر بر میشه که دلت میخواد فکر کنی یه سر و تهی دارهمثلا فکر کنی بیخود نیست که یه گربه ی سیاه چشم قشنگ انباری واحد اپارتمان تورو برای پناه دادن بچه گربه های تازه به دنیا اومده اش انتخاب کرده .پیرمرد طبقه چهارم بهمون گفته بود فکر میکنه این گربه اونجا زایمان کرده و احتمالا جعبه های وسایلمون رو خیلی کثیف کرده به خاطر همین درب انباری مون رو باز گذاشته تا این کوچولو های ناخونده از اونجا نقل مکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد مهدوی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 15:38

یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 23:11 توسط ستاره قطبی |  به پست ثابت این وبلاگ نگاه میکنم و از شور و شوق انتخاب کلماتش تعجب میکنم.سعی میکنم به یاد بیارم حس و حالمو.موزیکی که اون زمان بهش گوش میدادم و ساعتی از نیمه شب که مشغول نوشتنش بودم.اتاق نارنجی خونه ی رشت و دیوار های پر از کلاژ های احمقانه ام رو .چشمامو می بندم و سعی میکنم اون نسخه از خودم رو دوباره حس کنم .یه جوری بین اون شب های روشنش جا خوش کرده که انگار هیچ وقت همراه من نبوده .پازل 1000 تکه جدیدی که میلاد برام اورده روی میز کامل شده جلومه.هنوز به یاد میارم که چیدنشون رو برای تمرین پذیرش فناپذیری دوست دارم.حتی اگه هر ازگاهی تلاش برای گم شدن بین حال و هوای گذشته وسوسه انگیز باشه .مثل همیشه پازلی که 8 ساعت برای تکمیل شدن تصویرش تلاش کردم رو خراب میکنم .از اول ؟!از اول. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد مهدوی تاريخ: شنبه 31 تير 1402 ساعت: 2:21

پنجشنبه دهم آذر ۱۴۰۱ ساعت 14:8 توسط ستاره قطبی | 

متاهل بودن تو 25 سالگی اینجوریه که گاها تو روزای طولانی با خودت میگی من شاید بتونم با خیلی چیزا خودمو وقف بدم ولی واااقعا واسه روغنی شدن تیشرت های مورد علاقه ام پای گاز جوون بودم !!

برچسب: نویسنده: محمد مهدوی تاريخ: يکشنبه 16 بهمن 1401 ساعت: 5:11

سه شنبه پانزدهم آذر ۱۴۰۱ ساعت 23:42 توسط ستاره قطبی |  مدت زیادیه که احساس گم شدن رو با خودم حمل میکنم.نه اون اولاش که هنوز امیدواری فاصله ی کمی با اولین آشنا داشته باشی و ممکنه دنبالت بگردن یا اونجایی که هنوز ممکنه بتونی رد خرده نون هایی که ریختی رو بگیری و برگردی .اونجاش که انقدر زمان زیادی گذشته که دیگه کسی متوجه نبودنت نمیشه و اتفاقا برات اهمیتی هم نداره که جای خالی برات وجود داره یا نه. اگه به اندازه کافی صادق باشم هر از گاهی با خودم میگم شاید این جا ,درست بین این سرگردونی جاییه که به روش خودم خونه میسازم. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد مهدوی تاريخ: يکشنبه 16 بهمن 1401 ساعت: 5:11

چهارشنبه یکم تیر ۱۴۰۱ ساعت 22:44 توسط ستاره قطبی |  کینتسوگی هنری ژاپنی بر پایه ی فلسفه وابی سابی (عدم کمال و پذیرش کاستی) که در آن به ترمیم شکستگی های ظروف سرامیکی و سفالی با براده های طلا می پردازند.کینتسوگی دنبال پنهان کردن کاستی ها نیست و برعکس اون ها رو درخشان تر نشون میده و به اون اثر یه هویت جدید و منحصر به فرد میده.شگفت انگیزه نه ؟!باعث شد به این فکر کنم که ارزش گذاری زخم ها و تجربه های شکست برای جامعه ای که مارو به پنهان کردنشون تشویق میکنه، راه درازیه. ما ناچار به سانسور کردنیم چون به یک اثر هنری یکپارچه و خیالی از داستانمون معتقدیم و مدام از مقایسه ی نتیجه با یک شروع بی عیب و نقص نا امید میشیم.برای تو مینویسم که مثل من ناشیانه ولی با افتخار مرمت زخم هارو تمرین میکنیصبر داشته باش که این ترک ها راه جوانه زدن رو نشونمون میدن. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد مهدوی تاريخ: شنبه 30 مهر 1401 ساعت: 20:31

یکشنبه پنجم تیر ۱۴۰۱ ساعت 17:45 توسط ستاره قطبی |  رویا پردازی و یه تصویر خیالی از ادم های اطرافمون ساختن در عین بی انصافی در حق خودمون , فشار زیادی برای طرف مقابله.غیر از این نیست که همش از خودخواهی میاد.ما دوست داریم این تصور از خودمون رو داشته باشیم که ادم های بسیار خاصی دوست یا پارتنر انتخابیمون هستن.برای احترام به خودمون باید تصور کنیم مورد تائید ادمهای همه چی تمومی هستیم .در واقع  وانمود میکنیم اون ها بی عیب و نقص ترینن چون در نهایت بازتابی از سلیقه و شخصیت خودمون هستن.این اونحاییه که ذهنمون میتونه گولمون بزنه و اگاهی به این ساز و کار شاید بتونه مشتش رو برامون باز کنه.تمرین میکنم این روزها .بیشتر از قبل .که تو میتونی افرادی رو در حلقه ی امن نزدیکت نگه داری و در عین حال تو خیلی مسائل باهاشون موافق نباشی و این نباید باعث بشه باقی جنبه های شخصیتیشون رو در در جایگاه مقایسه یا قضاوت قرار بدی ! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد مهدوی تاريخ: شنبه 30 مهر 1401 ساعت: 20:31

یکشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۰ ساعت 23:22 توسط ستاره قطبی |  یک بعدی از تحسین افراد برام روشن تر شده.متوجه شدم درست در حالی که دارم فردی رو تحسین می کنم برای موفقیتش تو حوزه ی به خصوصی که معمولا برای من وقتیه که میبینم فردی به ترس , شرم یا ایده آل گرایی پیروز شده همزمان حس متناقضی رو مثل حسادتی که با تنفر فاصله ی زیادی نداره رو تجربه می کنم.مطمئن نیستم که از کجا میاد , اتفاق  جامعیه یا..باید به لیست اختلالاتم اضافه ش کنم (!) اما از اینکه متوجهش شدم حس بهتری دارم.به خودم دید بهتری از کارکرد ذهنم تو شرایط مشابه میده و به نظر باید روش کار کنم تا کنترلش دستم بیادبهم بگو توام همچین تجربه ای داشتی ؟! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد مهدوی تاريخ: جمعه 9 ارديبهشت 1401 ساعت: 15:09

جمعه پانزدهم بهمن ۱۴۰۰ ساعت 17:33 توسط ستاره قطبی | 

بین کلاس به خودم اومدم دیدم دارم به استادمون گوش میدم که داره خیلی سریع و روان داستانی رو به آلمانی برامون روایت می کنه و من کاملا متوجه میشم از چی حرف میزنه و با خودم فکر کردم ابتدای این سال من بیشتر از پنج کلمه از این زبان رو بلد نبودم و حالا واو !شگفت انگیزه 

برچسب: نویسنده: محمد مهدوی تاريخ: جمعه 9 ارديبهشت 1401 ساعت: 15:09

جمعه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۹ ساعت 19:20 توسط ستاره قطبی | یه مرز باریکی هست بین جزئیاتی که جذبت میکنن و جزئیاتی که روحت رو لمس میکنن.اونا نزدیک به چیزی که ازشون لذت میبری نزدیک نیستن ،اونا خود خودشن .ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد مهدوی تاريخ: چهارشنبه 24 دی 1399 ساعت: 17:06

سه شنبه ششم آبان ۱۳۹۹ ساعت 11:0 توسط ستاره قطبی | روز اولته.با صبحونه ی کامل و ماسک و اسپری ضدعفونی جدیدت اومدی با ارامش نشستی رو یکی از صندلی ابی های کنار در اموزش دانشگاه.با تعجب به پسری که با بلندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد مهدوی تاريخ: چهارشنبه 24 دی 1399 ساعت: 17:06

چهارشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۹ ساعت 1:19 توسط ستاره قطبی |

تو رابطه بودن با من این جوریه که انگار از همه چی قراره سوال بیاد.همه چی !از زمزمه های حین ظرف شستنم و اخرین اهنگی که از پلی لیستم پخش شده تا تک تک دیالوگ های ارباب حلقه ها و چرت و پرت هایی که اینجا و اونجا بلغور میکنم !

برچسب: نویسنده: محمد مهدوی تاريخ: چهارشنبه 24 دی 1399 ساعت: 17:06

چهارشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۹ ساعت 15:3 توسط ستاره قطبی | "میگم چقدر عجیبه نه ؟! انگار مردم هرچیزی که تو سرشون میگذره رو لایق به اشتراک گذاشتن میبنن." این چیزی بود که وقتی اولین بار توییتر رو چک میکرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد مهدوی تاريخ: چهارشنبه 24 دی 1399 ساعت: 17:06

بعد از بهتر شدنمنه شیش تا پازل هزار تیکه ای که چیدم نه ماراتن سریالی که شروع کردم نه شماره های اخر مجله های مورد علاقه م و نه پادکست های همیشگیم هیچ کدوم کار نکردن.موفق نشدم باور کنم عیدی تو راهه.نتونادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد مهدوی تاريخ: چهارشنبه 10 ارديبهشت 1399 ساعت: 1:20

اخیرا به لطف یه هم صحبتی مفید داشتم به این فکر میکردم که یکی از لایق ترین قسمت های هر مراسم تدفین ،اون بخشیه که باید یاداوری بشه فردی که ترکمون کرده چه نقش هایی تو زندگی اطرافیانش داشته.کارش تو پر کرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد مهدوی تاريخ: چهارشنبه 10 ارديبهشت 1399 ساعت: 1:20

به حرف زدن خودم که گوش میدادم متوجه شدم روز هارو نه به تاریخ شمسی و نه با مقیاس هفتگی با محاسبه تعداد روزهایی که تو قرنطینه بودیم میشناسم.روز اول بیمارستانی که بابابزرگ توش بود ایزوله شد و گفتن نمی توادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد مهدوی تاريخ: چهارشنبه 10 ارديبهشت 1399 ساعت: 1:20

صفحه بندی