خرید بک لینک

غیر قابل پیش بینی بودن اینده قشنگه.من این بی خبری رو دوست دارم

بین همه ی اتفاق هایی که هیچ ایده ای راجع بهشون ندارم این ثابته که کانادا بالاخره همه ی دوستامو ازم میگیره.

"ازش متنفرم".وقتی علی خرداد ماه رفت در جواب چه خبر یه بنده خدای نه چندان اشنایی یه بار اینو گفتم.با تعجب گفت چرا چون ضایع ان ؟پرسیدم ضایع ان ؟!گفت اره دیگه لهجه شون افتضاحه بعد کلا همش سعی میکنن شبیه امریکایی ها باشن ادمای احمق و حوصله سر برین.پرسیدم و این اطلاعات از کجا میان ؟

جواب داد تو همه سریالا هست دیگه.همه میدونن! گفتم اون سریالا اینو هم تکرار میکنن که من و تو تروریستیم!هستیم ؟این هفته چندنفرو ترور کردی ؟چشماش گرد شده بود.گفتم با این سکوتت مشخصه بیشتر از پنج تا ترور نکردی.خجالت اوره.من این هفته سی و دو نفرو گیر انداختم !

از قدرت رسانه حرف زدن سر دراز داره.بی نظیره که چطور می تونه رو دیدگاه ادم هایی که جز واسه سینما و فضاهای مجازی وقت نمیزارن ,تاثیر بزاره.در حقیقت ما همیشه صدای اونی رو می شنویم که توانایی خرید میکروفون رو داشته.

اما موضوع این نیست.امشب خبر قطعی شدن رفتن یکی دیگه از دوستام رو شنیدم .تو دو سال اخیر اون..هفتمین نفره.صداش پای تلفن خوش حال به نظر میرسید.گفت به هرحال بابات همیشه طرفدار به نظر میرسید.اونجا می بینمت مگه نه ؟

یاد اون دختر اذری تو خوابگاه و نظرات قاطعش افتادم.باید میگفتم من عمرا لهجه ی ترکی رو با *تلفظ aboot عوض نمیکنم =)) به جاش گفتم اره شاید.هنوز وقت هست.هی امشب بیا اینجا خونه خالی داریم.اشپزی میکنیم.

بالاخره با پاستا الفردو خونگی و برای بار هزارم فرندز دیدن یه مهمونی خداحافظی عالی ساختیم.

*مخصوصا تو ژانر کمدی جوک های لهجه کانادایی ها خیلی شنیده میشه.یکی از مثال های تکراریشون تلفط "about" که طبق شوخی ها "ابوت" ادا میکننش.اطلاع ندارم تا چه حد اغراقه.

[ دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۶ ] [ 4:3 ] [ Stupid cookie ] [ ]

برچسب: ننگ,نیرنگ, نویسنده: محمد مهدوی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:46

صفحه بندی