پیشرفتی برای همه
بچه هایی که مادر های فرهنگی دارن تو مدرسه از بقیه جدان. مامان های فرهنگی عادات مشترک زیادی دارن.یکی از اونا اصرار شدیدشون رو اینه که بچه ها مسئولیت اشتباهاتشون رو خودشون برعهده بگیرن. برای مثال یه امتحانی رو کل کلاس افتضاح پاس میکنن.بقیه بچه ها میرن خونه ادعا میکنن امتحان خارح از کتاب بود و شاگرد ز
کاردرست خان
کنسرت سیروان اتفاقی بود که سابقا واسش پس انداز میکردم. پس انداز یعنی اول تابستون ها یه پاکت گوشه کمد بود که روش نوشته بود دست نمیزنی به این پولا تا بیاد ! دیشبیه یهویی و دقیقه نودی شد.خیلی دور بودم. ولی مثل همون روزا صدا گرفته و نعشه برگشتم خونه. بابا ساعت دو از شیفت برگشت تکیه داد به در اتاقم گفت
13Reasons why
موضوع سریال داستان دختری بود که خودکشی میکنه و با پخش کردن چندتا کاست از دلایل تصمیمش و ادم هایی که باعث شدن قدرت انجام دادنش رو داشته باشه میگه. بیشتر اتفاقاتی که واسه هانا میوفته با پسرای عوضی که وارد زندگیش میشن شروع میشه ولی چیزی که از پا درش میاره بیخیالی ادم هایی بود که تاثیر حضورشون می تونس
هرج و مرج غیر ضروری
امروز بعد از ظهر تو پایانه بسیج یه تانکر نفت ترکید!مردم انقدر ترسیده بودن که هیچکس به این فکر نمیکرد وسط این میدون نه چندان برجسته ی خلوت چرا باید بمب کار بزارن !مردم کشور خودمونن که انقدر ترسیدن.که هرچیزی یاد تجاوز میندازدشون.اینکه چطور بعضی ها تو این وضع به دیدین دیدین گفتن فکر میکنن واسم قابل هض
یوگی مورد علاقه ی من
لذت کارای تیمی غیر قابل انکاره.اونا می تونن متشکل از خانواده ،دوست یا همسر باشن.همه چی می تونه پرخاطره و عالی باشه.اما این واقعا مهمه که هر فردی تنهایی زندگی کردن رو بلد باشه.بدونه تو این راه به خودش رسیدن تنهاست.واقعیتش اینه که ،آزادی واقعی رو تجربه کردن یه مسیر تک نفره ست و اون فقط بعد از پشت سر
دایره
تو الاچیقی که شام می خوردیم پر مورچه بود. دید حواسم به اوناست گفت می دونستی اگه دورشون با ماژیک یا خودکار یه دایره بکشی جوری که واضح باشه فک میکنن با یه سد طرفن و نمی تونن ازش بیان بیرون ؟! نمی دونستم ! با خودم فکر کردم چون قدرت این رو داریم که سرنوشت مورچه ی بدشانسی که گیر افتاده رو تعیین کنیم حتی ...
E 12th St
راستش خوش خبر نیستم از نتیجه :/ قرار بر این بود که چراغونی کنم اینجارو..از این مزخرفات حباب دار که میزنی روشون ازشون قلب و گل و بلبل میریزه جور کنم. اما نشد! و من صبر کردم تا استوپید کوکیِ امشب این حرفارو تایپ کنه. خواستم یادداشت (به معنای واقعیِ کلمه یادداشت) عجیبی رو واسه خودِ ده سال دیگه م ثبت کن...
جاده می رقصد به ساز بی محابا راندنت
برای من شبیه دوستی خیالیه معمولا شب ها پیدایش میشه. گاهی فکر می کنم روزها دوست خیالی ادم های دیگه است یا شاید جای دیگه زندگی دیگه ای داره. مثلا می تونه در یکی از ساحل های بالی میوه های استوایی بفروشه,می تونه صبح ها توی متروی قدیمی پاریس نوازنده باشه یا در کوچه های هاوانای کوبا به ادم های خسته سیگار ...