خرید بک لینک

شاید باید این رو تعریف میکردم که اخرین روزهای نود و شش پیام ابراز دلتنگی از یه دوست قدیمی بهم رسید.طبیعتا کلیشه ی تغییر با شروع سال جدید و هجوم متون حلالیت های تلگرامی بی تاثیر نبوده اما بحث این نیست !

دوست قدیمی توضیح داده بود که حین مرتب کردن کتابخونه ش تار موی بلند مشکی لای کتابی که بهش قرضداده بودم پیدا کرد و مطمئن بود که متعلق به خودمه.با جملات خودش گفت کاری با دلش کرد که بروسلی باحریف هاش نمیکرد!

صدای مامان توی گوشم پیچید که میگفت از وقتی موهات بلند شدن همه جا هستن.باعث شد به این فکر کنم تار موهام دیگه کجاها جا مونده ؟!لای کدوم کتاب هایی که قرض دادم,روی کدوم بالش ها,بین انگشت چه کسایی؟

حقیقتش اینه که ما خودمون رو تکثیر میکنیم.تو همین جزئیات ساده.تو همین کبودیها,خراش ها,تو کلمات و تکه کلام هایی که باقی میمونن.

ما خودمون رو قلمه می زنیم به تن ها,خودمون رو مثل بذر تو دل ها میکاریم و در نهایت دلخوشیم به اینکه وقتی نباشیم,وقتی این تارموها کم پیدا بشن,ادم هایی هستن که بخشی از ما درونشون رشد میکنن.اخ فقط در این صورته که فانی بودنمون نقض میشه.

برچسب: نویسنده: محمد مهدوی تاريخ: چهارشنبه 14 شهريور 1397 ساعت: 11:23

صفحه بندی